خدای خوبی وخدای بدی

 بر بالای کوه همدیگررا ملاقات کردند.خدای خوبی گفت :روزت بخیر،برادر خدای بدی پاسخی نداد. خدای خوبی گفت:امروز سرحال نیستی. خدای بدی گفت :درست است ،زیرا این روزها مرا با تواشتباه میگیرند،مرابه تومیخوانند وبا من چنان رفتارمیکنند که گویی من توام واین مرا خوش نمی آید.خدای خوبی گفت:امامرا نیز باتو اشتباه می گیرند و مرا نیزبه نام تو می خوانند. خدای بدی راه خویش گرفت ورفت،درحالی که به بلاهت انسان لعنت می فرستاد.

 

دیشب تفریح

تازه ای ابداع کردم،ووقتی میخواستم آن را برای نخستین بارامتحان کنم یک فرشته ویک شیطان باشتاب به سوی خانه ام آمدند.آنها بردرخانه من همدیگررا دیدند وبرسرتفریح تازه ای ابداع شده من به بگو مگو پرداختند؛یکیشان فریاد زد:این گناه فاحش است.ودیگری می گفت:این فضیلت است.

 

فقط فقط برای تو

منم ان عاشق عشقت که جزاین کارندارم                        که بران کس که نه عاشق به جزانکار ندارم

دل غیر تو نجویم سوی غیر تو نپویم               مولانا           گل هر باغ نبویم سر هر خار ندارم

                                                  

شب شده بود ،گل آفتابگردان داشت دنبال خورشید میگشت که یهو یک ستاره بهش چشمک زد،اما گل آفتابگردان سرش رو آرام آورد پایین،میدونی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟اخه گلها هیچوقت خیانت نمیکنن واسه همینه که گل آفتابگردان همیشه شبها سرش پایینه

                                                  

روی تخته سنگی نوشته شده بود : اگرجوانی عاشق شد چه کند؟

من هم زیرآن نوشته نوشتم: باید صبر کند.

برای بار دوم که ازانجا گذرکردم

زیرنوشته ی من نوشته شده بود: اگرصبرنداشته باشدچه کند؟

من هم با بی حوصلگی نوشتم:بمیردبهتراست .برای بار سوم که ازانجاعبورمی کردم.انتظارداشتم زیرنوشته من نوشته ای باشد.اما.... زیرتخته سنگ جوانی رامرده یافتم

                                                   

وقتی دلت گرفت به اندازه تمام دلتنگیهات گریه کن،برای اینکه کسی اشکهاتونبینه ماهی کوچکی شو و به ته دریا برو،نه کسی صداتو می شنوه نه کسی اشکاتومی بینه ، حالافهمیدی چرا آب دریا شوره؟؟؟؟؟؟؟

                                                   

اگه یک روزفکرکردی نبودن یه کسی بهتراز بودنش،چشماتوببند واون لحظه ای که اون کنارت نباشه و به خاطر بیاراگه چشمات خیس شد بدون داری به خودت دروغ میگی وهنوزدوستش داری

                                                    

تومیری و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو،یک عمر فرصت دارم برای گریستن دارم امابرای تماشای تو،همین یک لحظه باقی است و شایدهمین لحظه اجازه زیستن درچشمان تورا داشته باشم

                                                    

میدونی چراوقتی میخوای بری تورویا چشمهاتومیبندی؟

وقتی میخوای گریه کنی چشمهاتومیبندی؟

وقتی میخوای کسی رو ببوسی چشمهاتومیبندی؟

چون قشنگترین چیزهای این دنیا قابل دیدن است.

                                                     

اگه تو حیاطی نشسته بودی، دیدی یه قاصدک خوشگل داره میاد طرف لبت ، فوتش نکن چون من اونو برات فرستادم

 

 

مشاهده عکس ادامه مطلب

ادامه نوشته

قلعه ها

سرزمین ایران درگذشته مسیرارتباط شرق وغرب بود و به همین علت همواره مورد توجه وتجاهم اقوام همسایه قرارداشت. به عنوان مثال قبایل مساژت ساکنین منطقه شرق دریای مازندران که کورش کبیر را به قتل رساندند،برای جلوگیری از تهاجمات درمناطق و یا تنگه کوها،دیوارهای عریضی می کشیدند تا از هجوم آسان دشمنان جلوگیری کنند (شبیه دیوارچین که البته بنای جهانی است) آثار وبقایای این نوع دیوارها درمناطق غربی دریای خزرمشاهده می شود.

ساکنان شهرها نیز برای مقابله با دشمن ، مجبور به ایجاد استحکاماتی نظیر کهندژ (قهندژ- قندوز) یا ارگ یا قلعهای دروسط شهر و یا اینکه برج و بارویی اطراف شهربودند، اما قبل رسیدن مهاجمان به پشت دروازه و دیوارشهر دژهای مستحکمی به فاصله دوراز شهر ساخته می شد که از طریق آن ها ازادامه لشکرکشی جلوگیری می کردند مانند دژکوهستانی قلعه استخر و قلعه ارجان.

کهندژ: بنایی است که درقسمت های مرتفع داخل شهر ساخته می شده و محل حاکم نشین یا دارالحکومه شهر بوده است.

معماری و مصالح ساختمانی قلعه ها

قلعه های ایران به دو نوع تقسیم می شوند:

1- جلگه ای

2- کوهستانی

1- قلعه های جلگه ای: طرح اصلی این قلعه مربع یا مربع مستطیل است که که در چهار گوشه آن ها برج های مدور برای دفاع ساخته شده اند،مصالح این قلعه خشت و گل (وبه ندرت آجر و گچ) است وباروی آن ها دیوار چینه ای و یا از خشت قطور است.

اطراف بعضی ازاین قلعه ها خندق حفر می کردند و به وسیله پل های متحرک به قلعه دسترسی پیدا می کردند.

دیوارچینه ای: دیوارهای گلی است که آن ها را بند بند می سازند یعنی لایه های گل را به صورت متوالی تا ارتفاع مناسب روی هم قرار می دهند.

2- قلعه های کوهستانی: مصالح این دژها معمولا سنگ های بدون تراش همراه با گچ غربال شده است.ازجمله قلعه هنجن قزوین.

از قلعه های مشهور ایران قلعه فلک الافلاک درشهر خرم آباد است که هم اکنون تبدیل به موزه شهر خرم آباد رسرراه نطنز به ابیانه که تا این اواخر محل سکونت بوده است و همچنین قلعه الموت شده است.

 

مشاهده عکس ادامه مطلب

ادامه نوشته

مساجدباستانی ایران

 

اولین مسجد در زمان پیامبر با مصالح خشت و سنگ لاشه ساخته شد. این مسجد در ابتدا به شکل سرپناهی بود که ستون هایی از جنس تنه درخت نخل و پوشش از نی و بوریا داشت، اطراف مسجد نیز صفه هائی برای صحابه پیامبر وجود داشت. بعدها این سرپناه را به شبستان تبدیل کردند.

مساجد اولیه در کشورهای تازه مسلمان در معابد ( متعلق به قبل از اسلام ) ساخته می شد. این مکان ها عمدتأ آتشکده ها ، پرستشگاها و کلیساها بودند که با تغییر شکل مختصری، تبدیل به مساجد شدند.

معماری مساجد

1 - شبستانی

2 - چهار طاقی

3 - ایوانی

4 - دو ایوانی

5 - چهار ایوانی

1 - شبستانی : مسجدفهرج یزد - تاریخانه دامغان - مسجد اولیه جامع نائین - مسجد اولیه جامع اصفهان

2 - چهار طاقی : چهارطاقی چیست ؟ پلان بنای چهار طاقی مربعی است و چهارستون در چهارگوشه آن قرار دارد که با قوس باهم پیوند می یابند. بنابراین از چهارطرف بازهستند و به همین دلیل به چهارطاقی شهرت یافتند. دراین بناها برای تبدیل پلان مربع به زمین های دایره شکل ، برای احداث گنبد، ا چهارگوشواره در گوشه های پلان مربع استفاده شده است و در نهایت گنبدی کم خیز و بدون ساقه بنا را پوشش می دهد.

این بناها عمدتأ به عنوان آتشکده و یا آتشگاه مورد استفاده قرار می گرفتند، مانند: چهارطاقی نیاسر - خرمدشت در کاشان - چهارطاقی برزو در اراک - چهارطاقی فراشبند در فارس

3 - مساجد ایوانی : شرق ایران بویژه خراسان، جایگاه ایوانهاست و ایوان های بزرگی از دوره اشکانی در شرق ایران به جا مانده است. در دوره اسلامی اولین ایوان ها در جنوب حیاط و درمقابل گنبدخانه ساخته شدند و سپس ایوان شمالی را برای قرینه سازی با ایوان جنوبی ساختند.

4 - مساجد دوایوانی : این مساجد غابأ درخراسان دید می شود. مسجد زوزن - مسجد فریومد - مسجد ساوه

5 - مساجد چهارایوانی : بنظر آندره گدار اولین بنای چهار ایوانی در دوره اسلامی مدرسه خوارگرددر خواف است. پس از آن مسجد جامع اصفهان و مسجد زواره و مسجد جامع اردستان از مساجد اولیه چهارایوانی ایران است.

عناصر مشترک در مساجد

1 - صحن 2 - ایوان 3 - رواق 4 - مناره 5 - گنبد

*هیچ مسجدی نمی تواند محراب داشته باشد.

صحن و حیاط

صحن مساجد به پیروی از اولین مسجد جهان ( مسجدالنبی ) طرحی مربعی مستطیل دارند. بسیاری از عناصر معماری و تزئینی مسجد در حیاط به نمایش در می آیند و در وسط حیاط حوضی قرار می گیرد که علاوه بر کارکرد وضو گرفتن ، نمادی تزئینی نیز به شمار می رود. دو سمت حوض دو سکو (مهتابی ) برای برگزاری نماز در حیاط تعبیه می شد.

دربعضی موارد بر روی حوض سکوئی یا تختگاهی می ساختند که پایهایش در آب حوض بود وبه آن خدایخانه می گفتند.

عملکرد خدایخانه :

1 - مومنین در بالای آن دور از مردم عادی به تلاوت قرآن می پرداختند.

2 - محل مناسبی برای تکبیر گوئی برای نمازگزاران در صحن حیاط بود.

رواق

1- فضاهای سرپوشیده ستوندار اطراف صحن و حیاط مسجد هستند و نمونه آنرا در تاریخانه دامغان و همینطور در مسجد حضرت آیت ا..بروجردی قم و موارد بسیار دیگری میبینیم.

2 - رواق ها بیشتر در کشورهای اسلامی حوزه مدیترانه و هند و پاکستان دیده می شود.

ایوان

1 - زیباترین و عالی ترین ایوان ها، در مساجد و بناهای اسلامی مشاهده می شود . ایوان های مساجد ایران از نظر ارتفاع و تناسبات فنی و عناصر تزئینی در بین سایر بناها و مساجد اسلامی کشورهای جهان، نمونه و منحصر به فردهستند.

2 - سقف ایوان های کم عمق عمومأ نیم کره و نیم گنبد هستند و ایوان های عمیق نیز سقف به صورت گهواره ای یا تاوه ای یا طاق آهنگ ساحته می شد.

3 - طاق هی بسیار جالب و متنوع در اطراف ایوان ها، آن ها را از خشکی و تجرد خارج کرده و حالت موزونی به آن داده است.

4 - به نمای دو جرز یا پایه ضخیم ایوان ها که در دوطرف ایوان قرار دارد اسپر می گویند.

خانه های سنتی

معماری خانه های سنتی

یکی از مسائل مهم درخانه سازی و شهرسازی ، جهت قرار گیری خانه یا رون است. جهت رون به آب و هوا، طرزتابش، وزش باد و مکان قرارگیری و جنس زمین بستگی دارد.

عامل دیگری که درطراحی خانه ها دخالت داشته پیمون بود. پیمون عرض دراست. این اندازه براساس مقیاس انسانی و اندازه انسان های ایرانی بوده است. کلیه عناصر معماری خانه براساس پیمون تنظیم می شده اند.

عناصر سازنده خانه های سنتی

سردر: اغلب خانه ها به خصوص خانه های مجلل دارای سردر یا درگاه بوده اند.معمولا دیوارهای بیرونی کاهگلی بوده و فقط سردر را مجلل می ساخته اند.

درخانه های سنتی مستقیم به حیاط و فضای داخلی باز نمی شد، بلکه ابتدا به فضایی به نام هشتی راه داشت.

هشتی: بعداز سردر وارد هشتی یا هشت کریاس می شدند. منظور از هشتی چیزی است که ازفضای داخلی خانه بیرون آمده وتنها جائی است که با بیرون خانه ارتباط دارد.

ازداخل هشتی، خانه به دوقسمت اندرونی وبیرونی تقسیم می شد.

راهرو: برای وارد شدن به فضاهای مختلف ازجمله فضای مهمانی و اندرونی می بایست از راهروهای پرپیچ و خم عبورکنند.راهروهای پیچ در پیچ خانه را دالان میگفتند.

درقسمت بیرونی مستقیما به هشتی باز می شد واین بخش از خانه پذیرای از مهمانان بود واز نظر معماری وتزئینات نیزمهم تلقی می شد.

 

 مشاهده عکس ادامه مطلب


ادامه نوشته

چهار سبک معروف معماری

 

رنسانس :

تحول شگرف و عظیم رنسانس ، مسیر زندگی ، تفکرات ، هنر و اندیشه حاکم

بر اروپای قرن 14 تا 16 میلادی راتغییر داد.رنسانس را به معنی نوزایش علم و

 هنر دانسته اند.

ویژگی معماری رنسانس :

1 - استفاده از تقارن مرکزی

2 - انسان گرائی هنرمندان و استفاده از تناسبات بدن انسان در طرح بناها.

3 - بهره گیری از پرسپیکتیو

4 - زیبایی شناسی برپایه عقل و و ریاضی و تناسبات

5 - بهره گیری از عناصر معماری روم ( جرزسنگین ، طاق نیم دایره ، و...)

6 - احیای هوشیارانه سنت های کلاسیک

 

 مشاهده عکس ادامه مطلب

ادامه نوشته

 باروک :

معماری باروک از ایتالیا در اوائل قرن17 آغاز شد و تا اواسط قرن18 بخش

بزرگی از اروپا رازیر پوشش خود درآورد.

ویژگی سبک باروک:

1 - باروک هنر پیچیده ای است که پیچیدگی اش به غنای آن می افزاید.

2 - هنرمند باروک با احساس خود حرکت می کرد و احساس را مقدم برعقل

می دانست.

3 - پویایی مورب وپرهیز از خطوط مستقیم

4 - شکل های اغراق شده

5 - باروک دارای روحی از حرکت و جنبش است که نقطه مقابل سکونی

کلاسیک است.

 

مشاهده عکس ادامه مطلب

ادامه نوشته

 روکوکو :

روکوکو در معماری در نخستین سال سده18 سریعأ به یک سبک بین المللی

تبدیل شد . واژه روکوکو به معنای سنگ ریزه است وبه صدف های تزئینی

اطلاق شده است.

روکوکو اصولا سبکی مختص فضای داخلی است ، سبکی است در درجه اول

مناسب هنرهای کوچک مانند: اثاثیه ، ظروف و لوازم خانگی و شاخص ترین

ویژگی این سبک اغراق در تزئینات است.

 

مشاهده عکس ادامه مطلب

ادامه نوشته

دوستی مجازی یا عشق مجازی؟

 

داستان ازجایی شروع شد که فقط یک کنجکاوی کوچیک بود اما حالا تبدیل به عشق چنیدن ساله شده که که دفترات خاطراتم مشخص میکنه چندسال گذشته.کنجکاوی من ازچت روم شروع شد که باکسی آشنا شدم اگرچه اولش کنجکاوی جالبی بود اما این دوستی برقرار شد روز اول، روز دوم ،روزسوم قرارهای شبانه ما توچت باعث شد بدجوری بهم وابسته شدیم این تاجای ادامه داشت که یکسری قرارها قول هارو دادیم اگرچه همدیگرو ندیده بودیم اما خصوصیات اخلاقی همدیگرو خوب میشناختیم.1سال گذشت باهم خوب بودیم تا جایی که مشکلی برای دوستم پیش اومد اما باهاش موندم اگرچه خودش میگفت اگه رهام کنی بهتره اما موندم تا شرایط سخت رو به راحتی سپری کنه،خیلی عذاب کشیدم اما نزاشتم بفهمه اما ازاخلاقم متوجه میشد چون شرایط اخلاقموبد کرده بود اما این موضوع حل نشده یک موضوع دیگه براش پیش اومد که شرایط رو خیلی سخترمیکرد اما دیگه نشد تحمل کنم که باهم تصمیم گرفتیم باهم نباشیم یک سال تموم بشه اما خودمون خواستیم 2طرفه بود.یک سال گذشت تواین یک سال شرایط زندگیم بهم ریخته بود مشکلات زندگیم ازطرفی ودوری اون از طرف دیگه.اوایلش اونقدر سخت بود که روزهارو میشمردم تا وقتی به شب میرسیدم کلی ذوق میکردم که بالاخره یک روز ازبرگ خاطراتم خط خورد.هردوماه یه سری بهم میزد واس میداد وحالی میپرسید اما به دعواکشیده میشد اما 1سال دوربودیم که بعدش بهم رسیدیم اگرچه دلخوری ها بود اما سعی میکردیم که دیگه حداقل ازهم جدا نمونیم اما نمیدونم چی شد که بهم شک کرد که باکسی هستم میدونستم این شک ها بخاطر بدبینی خودش بود که بخاط موضوع هایی که براش پیش اومده بود خواستم متقاعدش کنم خیلی سعی کردم اما نخواست یا نشد نمیدونم اما باورنکرد منم انکارنمیکنم که اشتباه نکردم اما درنبود اون بود اما وقتی برگشت همه چی تموم شد اما به چه قیمتی حرفام باورنکرد کاش یکبار فقط یکبار خودشو جای من میذاشت ومیدید که باهاش موندم درکنارمشکلاتش اگرچه اذیت شدم اما1بار به روش نیوردم و درحال حاظر باهم نیستیم این حرفارو خواستم تو یک وبلاگ ثبت کنم آدرسشو به خوش بدم که شاید یه سری بزنه حداقل حرفایی که نتونستم بهش بزنم و در درون خودم ریختم شاید خاطرات یکم براش زنده بشه.اگرداستان خودمونو خوندی امیدوارم هرجا که هستی موفق باشی همیش این حرف به خودتم زدم همیش بهترین آرزوهارو برات میکنم.نمیگم که از آشنایی باهات پشیمونم چون به قول خودتم اینم یک راهش اما این راهش نبود.اما کاش قدرهمو بیشترمیدونستیم چون این دوستی4تا دفترخاطراتوخط خطی کرد.ازنظر دادن شما دوستان خوشحال میشم.

 

جاده ابریشم

 

تاریخچه راه ابریشم :

برای آشنایی با راه ابریشم ، نخست باید راههای قدیم ایران را که زیر بنای راه ابریشم است شناخت.

قدیمی ترین راه بزرگ ایران ، جاده شاهی است که از بابل شروع می شد و با گذر از تنگنای زاگرس به کرمانشاهان و اکباتان (همدان) می رسید ، از آنجا به ری می رفت و در امتداد جنوب البرز به باکتریا (بلخ) می انجامید.

این راه از روزگاران کهن اصلی ترین راه پیوند میان شرق و غرب بوده است. به این ترتیب راه ابریشم راه نوبنیادی نیست، بلکه همان مسیر قدیم است که در گذر روزگاران از آسیای مرکزی به چین پیوسته و سرازیر شدن کاروانهای ابریشم این نام را بر آن نهاده است.

ایران و راه ابریشم :

برقراری ارتباط رسمی میان ایران و چین، که با آمدن نماینده ای از امپراتوری های غربی به دربار اشکانیان آغاز شد، طلیعه ای بود بر پیوندهای گسترده که با آمد و شد نمایندگان دو کشور روز به روز بر گستره آن افزوده می شد.

هم چینیان به موقعیت حساس ایران آگاه بودند و هم ایرانیان به نقشی که می توانستند بعنوان یگانه پل پیوند شرق و غرب ایفا کنند. بنابراین هر دو طرف می کوشیدند تا با گشایش راه ابریشم ، اقتصاد خویش رارونق بخشند.

مقاومت ایرانیان و تلاش آنان برای در انحصار داشتن این راه برای حمل کالا میان خاور و باختر سرمایه هنگفتی را نصیب ایران زمین کرد و اقتصاد آنان را که تا آن زمان برپایه کشاورزی و دامداری بود رونق بخشید.

مسیر اصلی راه ابریشم :

ابتدای جاده ابریشم از شهر لویانگ در جنوب رود هوانگ هو آغاز شده و به ترتیب از سیان ، چانگ یه در استان کانسو می گذشته و به توان هوانگ می رسیده است. از اینجا راه به دو شاخه شمالی و جنوبی تقسیم می شد. راه شمالی از میان کوههای تیان شان و راه جنوبی از کوههای نان شان، آلتین تاغ و کونلن می گذشت که شاخه های فرعی راه ابریشم بسوی هند و افغانستان از این راه جدا می شدند.

با گذشتن از مرزهای چین ، جاده ابریشم وارد قرقیزستان می شود که نخستین منزل آن اوزکند و سپس اوش از جمله کانونهای مهم تولید ابریشم بود و هم اکنون بزرگترین کارخانه ابریشم کشی و ابریشم بافی را در خود دارد. پس از آن وارد سرزمین فرغانه شده و پس از گذر از سمرقند و بخارا و جیحون به مرو و سپس سرخس کنونی می رسیده است.

تصویری از راه ابریشم :